جوك , SMS , همه چيز

سلام خوش اومدی خوش بگذره

جوک و SMS داغ امروز
ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۱۳  

 

 

شعار این هفته نماز جمعه: زلیخا حیا کن یوزارسیف و رها کنhttp://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

به یکی میگن وقتی زنت خونه نیست چی کار میکنی؟استراحت.میگن :وقتی هست چی ؟ میگه استقامت
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

هرکسی تو را دوست داره 4 تا مریضی میگیره : 1- فراموشی 2 ... 3 ... 4 ... 3 تای دیگه را فرموش کردم
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

به ترکه میگن: با «لوبیا» جمله بساز، میگه: کوچولوبیا

یه رشتی میاد تهران صبح پا میشه میبینه چهار تا آجر زیرش گذاشتن و زنش رو بردن .
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

روش دفع انگل: 3 روز فقط چایی و بیسکویت میخوری،‌ روز 4 فقط چایی میخوری در این موقع کرم میاد بیرون و میپرسه پس بیسکویت کو؟ میگیریش
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

سن خودتو ضرب در 777 کن بعد دوباره در عدد 13 ضرب کن عدد جالبی بدست می آید!

عشق یعنی: چون خورشید، تابیدن بر شب های دوست...؛ و چون برف، ذوب شدن بر غم های دوست
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

به یک عدد گردن کلفت جهت آویزان کردن بند کفش گره خورده ی مالیات بر ارزش افزوده نیازمندیم. شورای ِ هماهنگی ِ این ور و اون ور

قبض تلفن همراه اینجانب گم شده است. از یابنده تقاضا می شود که مبلغ آن را پرداخت نماید و رسید بانک را به عنوان مژدگانی نزد خودش نگاه دارد!

یارو فیلسوف میشه میگه : اگرخدا روبروی ما باشد و ما را به راه راست هدایت کند انسان باز هم گمراه میشود ،چون سمت راست خدا سمت چپ ما میشود!!!!

بمیرد انکه غربت را بنا کرد تو را از من مرا از تو جدا کرد............ ......... !
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

خون که قرمزه رنگ عشقه اما اشک که بیرنگه درد عشقه . . .

یه روز یک لره زن داداششو میگیره شب زفاف زنه خیلی جیغ و داد می کنه فردا صبحش ازش می پرسن مگه دختر بود؟ میگه نه اون سوراخ سی برارم بید من یکی سی خودوم وا کردوم.

یه ترکه مست میکنه میگه ولم کنید میخوام شورت ننمو در بیارم... میگن چرا شورت ننتو ؟؟؟ میگه اخه کشش کمرمو اذیت میکنه.......
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

یه ضرب المثل قدیمی هست که میگه : (Life is too short.) پس دستتو از تو شرتت دربیار و اینقدر با زندگیت بازی نکن!

بچه قزوینی میره دم خونه همسایشون میگه: بابام میگه یه کاسه تف بدید. قزوینی میگه: برو به بابات بگو ما خودمون مهمون داریم.
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

ترکه یه نصفه قرص خواب میخوره تا صبح یه چشمی میخوابه!!!

شاعری فرموده است : مزن زن را ولی چون بر ستیزد ! چنانش زن که هرگز بر نخیزد !!!

ببخشید از فدراسیون تکواندو مزاحمتون میشم ، میشه جفت پا برم تو قلبتون ؟!!
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

یا ایهاالساقی ادر کاسا و ناولها که عشق آسان نمود اول ولی تالار و شام و عاقد و عکاس و آرایشگر و فیلم و لباس و تاج و کفش و کیف و ساک و سکه و شمش و پلاک و شمعدان و ساعت و زنجیر و سرویس طلا آنهم از آن سرویس خوشگلها... و از این جور مشکلها
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

به ترکه میگن چرا جورابات یه لنگش آبی یکی قرمز ؟ میگه والا نمیدونم بدبختی اینه که یه جفت دیگه هم تو خونه دارم همین طوری

بچه: مامان! شاهزاده رویاها با اسب سفید یعنی چی؟ مامان: یعنی یه خری مثل بابات!

به ترکه می گن می دونی چرا روی خیابون ولی عصر این اسمو گذاشتن؟ می گه:چون صبح و ظهر هیچ خبری نیست ولی عصرررررر بیا ببین چه خبره
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

نویسنده معروفی می گوید زن مثل کراوات است هم زیبایی به مرد می بخشد و هم گلویش را فشار می دهد

یارو داشته زنش رو به زور میکرده تو یخچال، ازش میپرسن داری چی کار میکنی؟میگه: میخوام فاسد نشه !!!
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

بسیجی میخواست عروسک بخره به صاحب مغازه میگه ببخشید آقا قیمت این خواهرمون چنده؟
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

به ترکه میگن شغلت چیه ؟ میگه یه اطلاعاتی هیچوقت خودشو لو نمیده!

یه روز به ترکه می گن دخترت رو به کی شوهر دادی می گه غریبه نیست دامادمونه
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

می دونی چرا همه جوک ها با یه روز شروع می شه؟چون شبا مورد منکراتی داره !!!

چه کس می داند که تو در پیله ی تنهایی خود تنهایی ؟چه کسی می داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی ؟پیله ات را بگشا ....تو به اندازه یک پروانه زیبایی

با خیلی زن‌ها می‌توان خوابید ولی تعداد کمی از زن‌ها هستند که می‌توان با آن‌ها بیدار ماند. برتراند راسل

می دونی چرا وقتی میخوای بری تو رویا چشمهات رو میبندی؟؟؟؟ وقتی میخوای گریه کنی چشمهات رو میبندی؟؟؟ وقتی میخوای خدارو صدا کنی چشمهات رو میبندی؟؟؟ وقتی میخوای کسی رو ببوسی چشمهات رو میبندی؟؟؟؟ چون قشنگ ترین لحظات این دنیا قابل دیدن نیستن
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

همانطور که به زیبایی تو خیره شده ام ، با خود می اندیشم ، هرگز فرشته ای را دیده ام که در ارتفاعی چنین پایین پرواز کند

پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکیست حرم و دیر یکی صبحه و پیمانه یکیست این همه جنگ و جدل حاصل کوته نظریست گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست

قلب من در هر زمان خواهان توست / این دو چشمان عاشقم مهمان توست /گرچه لبریز از غمی درمانده ام / این نگاهم در پی درمان توست . . .
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/

نه دل در دست محبوبی گرفتار، نه سردرکوچه باغی بر سر دار ، از این بیهوده گردیدن چه حاصل ؟ پیاده می شوم ، دنیا نگهدار . . .

کچله میره آرایشگاه معذرت خواهی میکنه

اصفهونیا رو از چهار تا چیز میشه شناخت:
- همشون زیرشلواری آبی راه راه دارن
– هر قلوپ نوشابه که می‌خورن به شیشه نگاه می‌کنن ببینن تا کجاش رفته
- جلوی در وامیستن و به جای اینکه بگن بفرمایین تو، میگن حالا چرا نمیان تو؟
- بستنی لیوانی که می‌خورن حتما درش رو می‌لیسن
http://groups.yahoo.com/group/Salijoon-Groups/


می دونی نصف النهار چیه؟ شامی است که از نهار باقی مانده.

به مردی که نود و نه درصد مغزش از بین رفته چی میگند؟ خواجه !!!

 


کلمات کلیدی:
 
طنز
ساعت ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/۱٦  

 

 

راه های تشخیص دختر ایرانی !:
- هرگز بینی هایشان عمل کرده نیست .
- موهایشان خدادادی طلائی است و مادر زادی مش داره .
- وقتی از کنار هم رد میشن هرگز به هم چپ چپ نگاه نمی کنند.
- تمام زیور آلاتشان طلاوجواهرات اصل است.
- تا قبل از ازدواج هر گز ابروهایشان را بر نمی دارند.
- بدون اجازه خانواده شان هیچ جا نمیرن .
- وقتی باهاشون دوست شدی هفته دوم باید بری خواستگاری .
- همیشه سر بی زیر هستن و به هیچ غریبه ای نگاه نمی کنند (خدا به خیر کنه ...)


تست کنکور هنر؟

اولین هنری که پس از دیدن چهری آرایش کرده برخی دختران امروزی به ذهن شما متبادر می شود چیست؟

الف) مینیاتور

ب) صافکاری ، بتونه کاری و نقاشی اتومبیل

ج) دو پینگ

د) من به ناموس مردم نگاه نمی کنم

مردها مثل چی هستند؟

مردها مثل «مخلوط کن» هستند

در هر خانه یکی از آنها هست ولی نمیدانید به چه درد میخورد

مردها مثل «آگهی بازرگانی» هستند

حتی یک کلمه از چیزهائی را که میگویند نمیتوان باور کرد

مردها مثل «کامپیوتر» هستند

کاربری‌شان سخت است و هرگز حافظه‌ای قوی ندارند

مردها مثل «سیمان» هستند

وقتی جائی پهنشان میکنی باید با کلنگ آنها را از جا بکنی

مردها مثل «طالع بینی مجلات» هستند

همیشه به شما میگویند که چه بکنید و معمولاً اشتباه می‌گویند

مردها مثل «جای پارک» هستند

خوب‌هایشان قبلا" اشغال شده و آنهائی که باقی مانده‌اند یا کوچک هستند یا جلوی درب منزل مردم

مردها مثل «پاپ کورن» (ذرت بو داده) هستند

بامزه هستند ولی جای غذا را نمی‌گیرند

مردها مثل «باران بهاری» هستند

هیچوقت نمیدانید کی می‌آیند، چقدر ادامه دارد و کی قطع میشود

مردها مثل «پیکان دست دوم» هستند

ارزان هستند و غیر قابل اطمینان

مردها مثل «موز» هستند

هرچه پیرتر میشوند وارفته‌تر میشوند

مردها مثل «نوزاد» هستند

در اولین نگاه شیرین و با مزه هستند اما خیلی زود از تمیز کردن و مراقبت از آنها خسته می‌شوید

سیر تاریخی مهریه و نتایج آن

عصر شکار: 20 کیلو گوشت دایناسور، 40 کیلو گوشت اژدها.
نتیجه: دایناسورها منقرض شدند
عصر کشاورزی: 24 دست تبر سنگی، 24 دست تیغه و داس جنگی.
نتیجه: افزایش قتل به دلیل دم دست بودن داس برای خانوم ها
عصر فلز: 70 ورقه مسی، 50 تا خنجر مفرغی و سرگرز آهنی.
نتیجه: افزایش شکستگی سر مردان به دلیل تماس با گرز آهنی
عصر بخار: 30 هزارتومان و بخار کردن آب حوض خانه عروس خانوم
نتیجه: کمبود آب و جیره بندی شدن آب
عصر صنعت: 1 میلیون پول، 14 سکه طلا، یک اتومبیل و هرچی که با ص شروع میشد
نتیجه: بنا به درخواست آقایان تولید ژیان آغاز شد
عصر کامپیوتر: هم وزن عروس خانم سکه طلا!!!
نتیجه: هرچی عروس خانوم مانکن تر باشد بهتر است
نتیجه گیری کلی: بابا بگو نمیخوایم زن بهت بدیم دیگه... این کارها یعنی چی؟؟
عامل اصلی انقراض دایناسور ها==> عروس ها
عامل اصلی کشته شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی ناقص شدن مردها==> عروس ها
عامل اصلی کمبود آب در تابستان ها==> عروس ها
عامل اصلی افزایش ماشین های فرسوده در سطح شهر==> عروس ها
عامل اصلی افزایش چاقی و افزایش بیماری ها==> عروس ها

به بیست و یک منهای یازده دلیل کامپیوتر من پسره:


سرو صداش بیخودی و شدیدا زیاده

دودقیقه به دودقیقه هنگ میکنه!

یه وقت خودمونو بکشیم صدای فیلم و موسیقی ازش در نمی آد . یه وقت دیگه نعره می کشه!

شلوغ و بی نظمه

حال آدم از سرعت ماتحت لاک پشتیش بهم می خوره....

دقیقا بی موقع و سر وقت حساس قفل می کنه شدید!

ویروس پسنده!

حافظه ش کمه و مخش کوچیکه!

والبته با وجود بلاهایی که سرش می آریم هنوز جیکشم در نیومده و جوانمردانه داره جور ناجوانمردی ما رو میکشه و عینهو چیز! کار می کنه (یه نکته ی مثبت!)

اوه والبته در رابطه با پاسخ قبلی و مورد بعد باید عرض کنم هر وقت دلم بخواد می تونم حسابی حالشو جا بیارم و دندوناشو اینجوری کنم

نکته ی بعد خارج از دستور : طنزتون همینه؟ بابا دختر پسر و کامپیوتر و اینا رو ولش کنین. جوک بزرگتر از صهیونیست؟ هرکسی بهتر با این سوژه ما رو بخندونه من اسم قبلیمو بهش می گم (اوه!)

 

 


کلمات کلیدی:
 
جوک و اس ام اس های با حال
ساعت ۱٢:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/٢۳  

غضنفر از ژاپن برمیگرده. بهش میگن اونجا

 مشکل زبان نداشتی؟ میگه: من نه، ولی

ژاپنی ها چرا

طرف میره خواستگاری ازش میپرسن چه

کاره ای ؟ روش نمیشه بگه قصاب میگه :

لوازم یدکی گوسفند دارم.

عجب رسمیه رسم زمونه / پیامک شده کار

 شبونه / میرن مسیجا / از اونا فقط /

هزینه‌هاشون بجا میمونه.

جملات رمانتیک ویژه پیچوندن

فحش دادن های مدل شهری:

اصفهانیه بیدار می شه می بینه زنش مرده.‏

به دخترش می گه:‏ اختر!‏ ننت مُردس.‏

صبحونه واسه دو نفر درست کن

غضنفر میره پیک نیک زنش میگه بشینم

 زیر اون درخت خوبه.غضنفر میگه نه همین

 وسط جاده پتو بنداز امن تره!زنش میگه

اینجا ماشین میزنه خلاصه بعد از کلی جر و

 بحث میندازن وسط جاده.بعد میبینن یه

کامیون داره میاد طرفشون هر چی بوق

 میزنه اونا از جاشون تکان نمیخورن

کامیونه هم فرمونو میپیچونه میره تو

درخت.غضنفر به زنش میگه اگه زیر درخت

بودیم الان مرده بودیم

غضنفر میره جبهه فرداش برمیگرده ؛

میگن : پس چرا برگشتی ؟

میگه : ولشون کن بابا پدرسوخته ها به قصد

کشت تفنگ بازی می کردند.

 

 

آیا فکر می کنید بی عرضه هستید ؟

فکر می کنید به درد هیچ کاری نمی خورید ؟

فکر می کنید بی مصرف هستید؟

 

.

.

.

به خدا درست فکر می کنید.

 

 

عاموضش علفبای فارصی سد در سد

طزمینی ؟ با ما تماس بگیرید ! طمام کلاص

حا به ثورط خسوثی می باشد.

یه ضرب المثل چینی میگه حرفای دخت

را رو باور نکن

 

 

اگر یه اصفهانی بهت یه دونه پیامک داد

 بدون به یادته

اگر دو دونه داد بدون خاطرت رو خیلی می

 خواد

اگر سه دونه داد بدون که موبایل مال خودش

 نیست.

 

غضنفر میره آزمایشگاه داد میزنه میگه چرا

جواب خون شهدا رو نمیدین؟

 

 

یه قورباغه با یه اردک ازدواج میکنه ... اگه

گفتی بچشون چی میشه ؟ ... بچه دار

نمیشن ... ترو خدا براشون دعا کن ... داره

زندگیشون از هم میپاشه !!

 

 

اگه دیدی یه سوسک پشت و رو افتاده و

 داره دست وپا میزنه فکر نکن زدنش داره

به قیافیه ی تو میخنده

 

 

چگونه جای مناسب برای کارمند جدید را

تشخیص دهیم:

۱- ۴۰۰ آجر را در اتاقی بسته بگذار


۲- کارمندان جدید را در اتاقی بگذار و در را

ببند


۳- آنها را ترک کن و بعد از ۶ ساعت برگزد



سپس موقعیتها را تجزیه تحلیل کن:

 

 

 

>

>

>

>

>

>

>

>

الف: اگر آنها آجرها را دارند می شمذند آنها

را بخش حسابداری بگذار


ب: اگر آنها از نو یعنی برای بار دوم دارند

 آنها را می شمرند، آنها را در بخش ممیزی

 بگذار


ج: اگر آنها همه اتاق را با آجرها آشفته

کرده اند و به قولی گند زده اند، آنها را در

 بخش مهندسی


د: اگر آنها آجرها را به طرز فوق العاده ای

 مرتب کرده اند آنها را در بخش برنامه

ریزی بگذار


ه: اگر آنها آجرها را به یکدیگر پرتاب می

 کنند آنها را در بخش اداری بگذار


و: اگر آنها در حال خوابند، آنها را در بخش

 حراست بگذار


ز: اگر آنها آجرها را تکه تکه کرده اند آنها

را در قسمت فناوری اطلاعات بگذار


ح: اگر آنها بیکار نشسته اند آنها را در

 قسمت نیروی انسانی بگذار


ط: اگر آنها سعی می کنند آجرها ترکیبهای

 مختلفی داشته باشند و مدام جستجوی

بیشتری می کتتد و هنوز یک آچر هم تکان

نداده اند آنها را در قسمت حقوق و دسمزد

 بگذار


ی: اگر آنها اتاق را ترک کرده اند آنها را در

 قسمت بازاریابی بگذار

ک: اگر آنها به بیرون پنجره خیره شده اند،

 آنها را در قسمت برنامه ریزی استراتژیک

 بگذار


ل: اگر آنها با یکدیگر در حال حرف زدن

هستند، بدون هیچ نشانه ای از تکان خوردن

 آجر ها، به آنها تبریک بگو و آنها را در

قسمت مدیریت ارشد قرار بده.

 

 

 

 

از خدا پول خواستم بانک داد . درخت

خواستم جنگل داد . اتاق خواستم خونه داد .

 حالا میترسم تو رو بخوام یه گله گوسفند

بده

 

قطعه ای از شاهکار ادبی غضنفر : شب بود

و خورشید به روشنی می درخشید پیرمردی

جوان یکه و تنها با خانواده اش در سکوت

گوش خراش خیابان قدم زنان ایستاده بود

 

 

خر بالدار تا حالا دیدی ؟ صد در صد نه .

پس خیال پرواز رو از سرت بیرون کن.

 

 

جشنواره فیلمهای ایرانسل:

          ۱- من ترانه دیگه شارژ ندارم

          ۲- در جستجوی آنتن

          ۳- چند میگیری اس ام اس ندی

          ۴- شبا آنتن نمیده آیدا

 

 

به غضنفر می گن: بابات به رحمت ایزدی

پیوست.


میگه رحمت ایزدی دیگه کیه؟


می گن نه منظورمون اینه که به دیار باقی

شتافت.


میگه دیار باقی دیگه کجاست؟


می گن یعنی دار فانی را وداع گفت.


میگه دار فانی دیگه چجور داریه؟


می گن یعنی رخت از این دنیا بر بست.


میگه منظورتون رو نمی فهمم.


می گن الاغ! بابای خرت مرد


میگه: خر من که بابا نداشت!

 

 

 

 

مشترک گرامی! موجودی شما رو به پایان

نیست، ولی خفه مون کردی! چقدر اس

ام اس بازی می کنی؟ چه غلطی کردیم تو رو

وارد طرح قرمز کردیم

 

 

غضنفر میره ماشینشو بیمه کنه، آقاهه بهش

 میگه ایشااله هیچوقت از بیمه‌تون استفاده

نکنید، غضنفر هم میگه ایشااله تو هم از این

پوله خیر نبینی

 

 

غضنفر رفت تعلیم رانندگی رفیقش پرسید

چطور بود ؟ گفت : گفت خوب بود ولی مربیه

خیلی مذهبی بود . هر طرف من می پیچیدم

می گفت یا امام رضا یا ابوالفضل

 

 

تو قزوین یکی رو برق میگیره همه میمیرن

 

 

از غضنفر می پرسند چرا پرنده ها زمستان

از شمال به جنوب پرواز می کنن ؟ میگه :

آخه من امتحان کردم….. پیاده خیلی راهه

 

 

یه روز سه تا دیوونه رو می اندازن تو یه

اتاق دو تاشون مى رقصن، یکیشون هم

میگه:


سبز - آبى - قرمز


ازش می پرسن چرا این جورى می گى؟

میگه من رقص نورم!

 

 

 

 

ازغضنفر می پرسن چه جوری بستنی کیم

می خوری؟ می گه می ذارمش لای نون،

 سیخشو می کشم بیرون!

 

 

ازغضنفر می پرسند: می دونی چرا غواص

ها به پشت می پرن تو آب؟ می گه: چون اگه

 به جلو بپرن می افتن تو قایق!
 

 

 

دو تا دروغگو داشتن از کنار یک کوه رد می

 شدن یکی به دیگری گفت: اون مورچه را

 می بینی که بالای اون کوهه؟ اون یکی هم

 گفت: کدوم یکی را می گی؟ اون یکی را گه

چشمش بازه یا اون یکی که چشاش بسته

است؟

 

 

غضنفر می ره عیادت یکی از دوستانش،

 وقتی می خواد بره به اقوام دوستش که

اونجا بودن، میگه: این دفعه مثل دفعه قبل

 نکنید، که مریضتون مُرد و منو خبر

نکردیدها!

 

 

اولی: دکتر به من گفته موقع کارکردن

سیگار نکشم. دومی: خوب پس حالا دیگه

سیگار نمی کشی. اولی: نه حالا دیگه کار

نمیکنم !!!!!

 

 

لره توی جزیره آدمخوارها گیر میفته میگه

خدایا الان چطور ثابت کنم آدم نیستم

 

 

زنان به خوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ

کنند ولی به یکدیگر می گویند تا در حفظ آن

 شریک باشند

 

 

چند دقیقه بعد از مراسم خواستگاری .مادر

 داماد ببخشید میشه واسه پسرم زیرسیگا

ری بیارین؟خوانواده ی عروس:مگه سیگار

 هم میکشه .نه آخه میدونید بعد از مشروب

میچسبه . چی مشروب؟آره آخه پسرم توی

قمار باخته ناراحته .چی قمار ؟آره بلد نبود

توی زندان یاد گرفت . چی مگی زندان هم

رفته؟ آره آخه معتاد بود… چی معتاد؟ آره

زن قبلیش لوش داد

 

 

چندین ساله که دوستت دارم و دوستت

داشتم.ولی هر وقت خواستم به لبات نزدیک

 بشم،منو با نفرت زمین

زدی………………… امضا:آب دماغ

 

 

مضرات امتحانات : افزایش بار علمی به

طور نا خواسته ! کمبود شدید خواب و

کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت

دقیقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خاری برای

 معلمان ! افزایش خشونت علیه حیوانات

(خر زنی !!!) چپ و چول شدن چشمها بر

اثر روش های غلط تقلبی ! سردرد حاصل از

 تمرکز

 

حرفای پسرا رو اصلا گوش نکن!

- فکر کردی فقط خودت خری

- خودت گیر عجب آدمای خری افتادی

- از جلو چشمام خفه شو

- صداتو واسه من داد نزن

- کسی با تو زر نزد

- وقتی با من صحبت میکنی دهنتو ببند.

- آرزوی من خوشبختی توست با من باشی یا

 نباشی فرقی نمیکنه

- خودم هم نمیدونم چیکار میخوام بکنم

نمیخوام تو به آتیش من بسوزی

- تو هم خوشگلی هم باهوشی هم زرنگی

 آدمهای بهتر از من گیرت میاد

- ما مدلهای ذهنیمون با هم فرق میکنه هیچ

پروسیجری برای تلفیق این دو مدل نداریم

- تاکید مداوم برروی بر خی جملات دکتر

شریعتی : اگر عشق دوام یابد به ابتذال

میکشد.


 


کلمات کلیدی:
 
جوک و اس ام اس
ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٢٩  

غضنفر سر نماز موقع قنوت دستاشو برعکس میگیره ، بهش میگن آخه این چه طرزشه ؟ میگه : میخوام ایندفعه از حفظ بخونمrolling on the floor

گر دنیای ما دنیای سنگ است بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است اگر دنیای ما دنیای درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر عاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است

نگاه ساکت باران بروی صورتم دزدانه می لغزد ولی یاران نمی دانند که من دریایی از دردم به ظاهر گرچه میخندم

یه نفر میره آمپول بزنه , آمپول زن میپرسه چپ یا راست ؟ طرف میگه آقا تو رو خدا سیاسی اش نکن ,وسط بزن
drooling

تو سفارت امریکا به ترکه میگن اسمت چیه؟ میگه "power God New Year" میگن یعنی چی؟ میگه یعنی قدرت الله نوروزی

غضنفر میخواسته خودکشی کنه یه تیر به مغز خودش شلیک میکنه، نیم ساعت بعد میمیره! از همه دنیا دانشمندا جمع می‌شن که ببینید قضیه این چی بوده، ‌بعد از دوسال تحقیق می‌فهمند که تیره تو این مدت داشته دنبال مغزیارو میگشته!!!

زنه به شوهرش میگه ۳ تا حیوان وحشی نام ببر
طرف میگه :
خودت
خواهرت
خدا بیامرز مادرت
hee hee

غضنفر می ره تماشای مسابقه دو و میدانی، از بغل دستیش می پرسه:این ها برای چی دارن می دون؟ طرف می گه: چون به نفر اول جایزه می دن. غضنفر کمی فکر می کنه، بعد می پرسه: پس بقیه برای چی دارن می دون؟

دو تا آفریقایی با یه نفر سومی وسط بیایون بودن در همین حال و هوا بودن که یدفعه آفریقایی یه چراغ جادو پیدا می کنه.
بعد غوله می یاد بیرون و به آفرقایی میگه یه آرزو کن.
آفریقایی میگه: منو سفید کن.
تا اینو میگه سومی میزنه زیر خنده آفریقایی میگه: چیه برای چی میخندی؟
سومی گفت: همینجوری.
بعد غوله به آفریقایی دومیه گفت: تو چی می خوای؟
آفریقایی گفت: منم سفید کن .
دوباره سومی میزنه زیر خنده .
آفریقایی گفت برای چی میخندی؟
سومی باز گفت: همینجوری.
نوبت سومی میشه. غوله ازش می پرسه: تو چی می خوای .
سومی میگه: این دوتا رو سیاه کن.
rolling on the floor

مسافر به مدیر هتل: "آقا اتاق من پر از مگس است!"
مدیر هتل:"نگران نباشید یک ساعت دیگر وقت ناهار است همه ی آنها به رستوران هتل می آیند."

یارو تو جبهه پشت ضد هوایی بوده میزنه یه هواپیما رو میندازه. خلبانه با چتر نجات میپره بیرون، یارو میگه: بچه ها در رین صاحابش اومد!

وسط برره یه چاهی بوده، ‌هی برره ای ها می‌افتادن توش، ‌زخمی می ‌شدن. میان تو شهرداری یک جلسه برگذار می‌کنن که واسه این مشکل یک راه حلی پیدا کنن.
یکی از مهندسا پا میشه میگه: یافتم! ما یک آمبولانس می‌گذاریم بغل این چاه، ‌هرکی افتاد توش رو سریع ببره بیمارستان. ملت همه هورا می‌کشن..آفرین!
یک مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق که همتون نفهمید!‌ آخه اینم شد راه حل؟! ملت میگن، خوب تو میگی چی‌کار کنیم؟ یارو میگه: بابا تا اون آمبولانس طرف رو برسونه بیمارستان، که بدبخت جون داده ما باید یک بیمارستان کنار این چاه بسازیم، که همه بهش سریع دسترسی داشته باشن! ملت دیگه خیلی سر حال می شن، کف می‌زنن سوت می‌کشن، که ایول بابا تو چه مخی داری!‌
یهو یه مهندس دیگه پا میشه میگه: الحق هرچی بهمون میگن، حقمونه! آخه این شد راه حل؟! این همه خرج کنیم یک بیمارستان بسازیم کنار چاه که چی بشه؟ مردم تعجب می‌کنن،‌ میگن: خوب تو میگی چیکار کنیم؟ یارو میگه: بابا این که واضحه، ما این چاهو پر می‌کنیم، میریم نزدیک همه بیمارستانها یک چاههای زیادی حفر می کنیم!
oh go on

بچه به باباش میگه بابا شماکجادنیا اومدی ؟میگه تهران. میگه مامان کجا دنیا اومده؟میگه اصفهان. میگه من کجادنیا اومدم؟میگه اهواز. بچه میگه پس ما کجا همدیگه رو پیداکردیم...

غضنفر دو تا بلوک سیمانی رو گذاشته بوده رو دوشش،‌ داشته می‌برده بالای ساختمون. صاحب‌کارش بهش میگه: تو که فرقون داری،‌ چرا اینا رو میگذاری رو کولت؟! غضنفر میگه: ‌اون دفعه با فرقون بردم، اون چرخش پشتم رو اذیت می‌کرد

ای کاش که معشوق ز عاشق طلب جان می کرد، تا که هر بی سرو پایی نشود یار کسی
praying

ترکه قاضی میشه حکم یه دزد رو میبره 8 سال حبس ابد

غضنفر رو برق می گیره، می میره، فامیلاش سر قبرش با فازمتر فاتحه می دن

مرد عاشق تا وقتی ازدواج نکرده نا تمام است وقتی که ازدواج کرد کارش تمام است

مرد: زن! تو چرا رفتی باز سه دست لباس نو خریدی، آخه نمی گی من از کجا پولشو بیارم؟
زن: عزیزم، می دونی من اصلاً آدم فضولی نیستم!

ختنه را تعریف کنید؟
نوعی کلاه برداری اسلامی با نیت خیر !!!
big grin

غضنفر میره دستشویی هرچی زور زد آروغ میزد به خودش میگه : نکنه برعکس نشستم !!!
time out

مگسه از روی پای خانومه پا میشه میره میوفته توی لیوان آب غضنفر ، غضنفر میگه : بی ناموس حالتو اونجا می کنی ، غسلتو اینجا !!
hee hee

رشتیه با موتور دوستش دور میزنه وقتی بر می گرده میبینه دوستش با زنش مشغوله ، میگه تا حواسش نیست یه دور دیگه بزنم !!!
laughing

اگه گفتی اون چیه که هر جی پسرا میبرن جلوتر دخترا بیشتر جیغ میزنن؟
.
.
.
.
.
سوسک !
cowboy

رشتیه میزنه به ماشینه تهرونیه ، یاروشروع میکنه به فحش دادن : من خواهرتو ، مادرتو ، زنتو . . .
رشتیه میگه : اووووو!
یه تصادف کردیم چرا شهوتی میشی !!!

3 نفر میمیرن . خدا گفت اولی بره بهشت . دومی بره جهنم . سومی بره طویله !!!
پرسیدن چرا ؟
خدا گفت :اولی زن داشت دنیا براش جهنم بود . دومی مجرد بود ، دنیا براش بهشت بود . سومی زنش مرد ولی خاک بر سر بعدش رفت یه زن دیگه گرفت !!!

داش سام علیک
با اجازت روغن ماشینتو خالی کردم به جاش خون جیگرمو ریختم تا هر وقت استارت زدی به عشقت بسوزم
ذت زیاد !!
peace sign

غضنفر توی آتیش سوزی میمیره پزشکان اعلام می کنن %10 سوختگی ، %90 کوفتگی !!!
میرن تحقیق می کنن می بینن دوستاش آتیشو با بیل خاموش کردن !!!
oh go on

زن ترکه دو قلو میزاد،‌ ترکه میره صورت حساب بیمارستان رو حساب کنه،‌ به یارو میگه:‌ حاج آقا ارزون حساب کن هردوشو ببرم
hee hee

میدونی اس ام اس خالی یعنی چی؟ یعنی به یادتم ولی حرفی واسه گفتن ندارم!
whistlingkissrose


کلمات کلیدی:
 
.:: SMS Joke : 50 Joke & SMS ToooP ::.
ساعت ٩:٢٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/٤  

 آیا فکر می کنید بی عرضه هستید؟
آیا فکر می کنید به درد هیچ کاری نمی خورید؟؟
آیا فکر می کنید بی مصرف هستید؟؟به خدا درست فکر می کنید
--------------------------------------------------------------------------------
به ترکه میگن پسرت رکورد شکونده میگه گه خورده من که پولش رو نمیدم
--------------------------------------------------------------------------------
قزوینیه بعد از نمازجماعت به بقیه میگه: بغل دستی: قبول باشه،
جلویی: حال دادی،
پشت سری: حالتو میگیرم
--------------------------------------------------------------------------------
به لره میگن: ببخشید شما لرید؟‌ میگه: نه پس انم با این سبیل پهنم
--------------------------------------------------------------------------------
لره میخواسته ترتیب گاوشو بده،
گاوه میگه: ما، ما لره میگه: خفه‌ شو، اول ما، بعد تو
--------------------------------------------------------------------------------
لره میره استادیوم وسط موج مکزیکی غرق میشه
--------------------------------------------------------------------------------
لره بعد از2سال ازسربازی برمیگرده،تو کوچه داداشش رو می بینه
که ریشش بلند شده و خیلی ناراحته،ازش می پرسه چی شده
چرا ناراحتی،داداشش چپ چپ نگاهش می کنه وجواب نمیده.
میره درخونه اون یکی داداشش رو می بینه که
اون هم با ریشهای بلند وقیافه ناراحت نگا نگاهش میکنه
خیلی نگران میشه،می پرسه چه اتفاقی افتاده؟بابا طوری شده؟اونم
محلش نمیزاره.میره تو خونه باباشو می بینه که ریشش حسابی بلند شده
وخیلی ناراحته میگه من
می دونم که نه نه طوریش شده باباش با عصبانیت میگه
پدرسوخته موقعی که
داشتی می رفتی خدمت ریش تراش رو کجا بردی
--------------------------------------------------------------------------------
لره 500 تومن به پسرش میده میگه این رو 300 ماست بخر
200 تومن مال خودت پسرش میگه نمیرم.
میگه 1000 تومن 500 مال خودت 500 ماست بگیر میگه نه
میگه بیا 1500 تومن 1000 تومن مال خودت 500 ماست بگیر
میگه نه. میگه بیا 2000 تومن بگیر 1500 مال خودت
500 تومن ماست بخر پسرش میگه نمیرم.
لره شاکی میشه میگه پدرسگ
پس بیا تو مادرت رو بکن من برم ماست بخرم
--------------------------------------------------------------------------------
بچه مثبته از لره میپرسه : آقا ببخشید... خیلی خیلی عذر
میخوام..شرمنده.. روم به دیوار.. اسمتون چیه؟
لره شاکی میشه، میگه: ایجو که تو پرسیدی، اسمم انه
--------------------------------------------------------------------------------
به لره میگن: ان آقا
میگه: آقا شو بگذار اولش
--------------------------------------------------------------------------------
لره میخواسته آتش نشان بشه
توی آزمون استخدامی ازش میپرسند اگر جنگل آتش بگیره
و اون اطراف
آب نباشه چه کار میکنی؟ لره میگه: هیچی تیمّم می کنیم
--------------------------------------------------------------------------------
به خوش غیرت میگن توی خونه شما مرد سالاریه یا زن سالاری؟
میگه: هیچکدوم مردمسالاریه
--------------------------------------------------------------------------------
ترکه میره جبهه و از کمر به پایینش قطع میشه،

بهش میگن: چه احساسی داری؟

میگه: احساس می‌کنم تا کمر رفتم تو بهشت
--------------------------------------------------------------------------------
یه رشتیه تو تخت پیش عیالش دراز کشیده بود
که یهو احساس کرد 6 تا پا زیر لحافه
در جا پرید از تخت پائین و شمرد 1 . 2. 3 . 4 بعد گفت
بازم خیالاتی شد
--------------------------------------------------------------------------------
به رشتی میگن روی هم رفته شما چند تا بچه دارید
میگه: ما رو هم نرفته 4 تا بچه داریم
--------------------------------------------------------------------------------
یه اصفهانیه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با
کشتی سفر نمیکنیم ؟ بابا میگه : خفه شو شناتو بکن
--------------------------------------------------------------------------------
یه ترکه داشت با یه خره شطرنج بازی میکرد
یکی دیگه رد میشه میگه عجب خر باهوشی
ترکه میگه زیاد هم باهوش نیست یک یک مساوی هستیم
--------------------------------------------------------------------------------
یه روز یه مجلس عزا داری بوده بین ترک ها و لر ها

شیخ می گه : برقها رو خاموش کنید می خوام ببرمتون کربلا

وقتی برقها می یاد می بینن لر ها چمدون به دستن

می پرسن پس ترکها کجان؟ می گن اونا تو ترمینال منتظرن
--------------------------------------------------------------------------------
چهارتا مورچه می رن حموم بعد 2تا میان بیرون
اگه گفتین اون 2تا چی میشن؟
می چسبن به صابون
--------------------------------------------------------------------------------
غضنفر رو برق می گیره مامانش می گه
ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت
--------------------------------------------------------------------------------
غضنفر از تاکسی پیاده می شه درو محکم می بنده می گه پدر سگ خودتی
راننده میگه من که چیزی نگفتم ، غضنفر می گه بعدا که می گی
--------------------------------------------------------------------------------
به لره می گن: اگه رییس جمهور بشی اولین کاری که می کنی چیه؟

میگه اول از همه دست خودم رو تو شرکت نفت بند می کنم
--------------------------------------------------------------------------------
اداره راهنمایی رانندگی قزوین
جهت امنیت بیشتر سرنشینان جلو
بستن کمربند ایمنی برای سرنشینان عقب الزامی است

--------------------------------------------------------------------------------
سازمان سنجش اعلام می کند که هیچ قزوینی حق ندارد پشت کنکور بماند
--------------------------------------------------------------------------------
داداش یارو عروسی می‌کنه. شب عروسی می‌شینه پشت در اتاق عروس.
میگن: چرا اینجا نشستی؟ میگه: بابام گفته بعد از داداشت نوبت توئه
--------------------------------------------------------------------------------
لره پیش بچه هاش میگوزه همه بچه هاش میزنن زیر خنده .
اشک تو چشاش جمع میشه میگه
خدایا این شادی رو از خانواده ام نگیر
--------------------------------------------------------------------------------
رشتیه شب عروسیش بوده، رفیقش میبینه داره دم حجله قدم میزه.
بهش میگه: بابا برو تو عروس خانم منتظره، چرا اینجا واستادی؟!
رشتیه میگه: والله ما یه بفرما به باجناق زدیم، رفته تو هنوز درنیومده
--------------------------------------------------------------------------------
لره مادرشو میبره پیش دکتر ؛ دکتر معاینه میکنه میگه
باید پرهیز بکنه....لره میگه:آقای دکتر قربانت برم الهی...
نمیشه خودت بکنی آخه پرویز دهن لقه میره به همه میگه
--------------------------------------------------------------------------------
یه بار مورچه ها به خونه یه اصفهانیه حمله می کنند .
بعد چند روز از گشنگی می میرند
--------------------------------------------------------------------------------
یه روز ترکه میره عروسی تو عروسی برف شادی میزنن
ترکه سرما میخوره
--------------------------------------------------------------------------------
شرکت نوکیا برای رفاه حال اس ام اس نویسان محترم ایرانی
یک گوشی جدید طراحی کرده که با فشردن تنها یک دکمه
می نویسه : یه روز یه ترکه
--------------------------------------------------------------------------------
ترکه میره مکه برعکس همه طواف میکنه... بهش میگن
چرا برعکس طواف میکنی؟ میگه شما از اون ور دنبالش کنین
من از این ور میگیرمش
--------------------------------------------------------------------------------
ترکه میمیره، عکسشو نداشتن رو قبرش بزارن تا گردن دفنش می کنن
--------------------------------------------------------------------------------
رشتی نصفه شب بلند میشه آب می خوره
میگه: سلام بر حسین
یه نفر از زیر تخت میگه : سلام عباس آقا
--------------------------------------------------------------------------------
قزوینیه کنار زمین فوتبال خوابیده بوده، بهش میگن:
پاشو برو تو زمین، بازیشروع شده. میگه: من برانکاردم
--------------------------------------------------------------------------------
قزوینیه یه کیسه برنج تبرک میخره درشو باز میکنه
میگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس حمیدش کو
--------------------------------------------------------------------------------
یک بار یک غضنفر زنگ میزنه تاکسی تلفنی میگه
اقا ماشین دارید. مردی که پشت تلفن
بوده جواب میده بله.
غضنفر میگه خوش به حالتون ما نداریم
--------------------------------------------------------------------------------
غضنفر پتروس فداکارو با دهقان فداکار قاطی می کنه
می ره انگشت می کنه تو چشم راننده قطار

 


کلمات کلیدی:
 
جوک های زیبا و جدید
ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/٢٩  

غضنفر آشغال میره تو چشمش ساعت 9 میاد دم در!silly

3 نفر میمیرن . خدا گفت اولی بره بهشت . دومی بره جهنم . سومی بره طویله !!!
پرسیدن چرا ؟
خدا گفت :اولی زن داشت دنیا براش جهنم بود . دومی مجرد بود ، دنیا براش بهشت بود . سومی زنش مرد ولی خاک بر سر بعدش رفت یه زن دیگه گرفت !!!

غضنفر نفس زنان از حجله میاد بیرون میگه : ای وای پرده که نبود برزنت بود ! نیم ساعت بعد عروس میاد بیرون میگه : خاک بر سر نزاشت گنمو در بیارم !
rolling on the floorrolling on the floor

یه تیکه آهن محکم روی پای یه اصفهانی میفته داد میزنه میگه آااااااااااااخ کفشم

یه روز غضنفر عصبانی میشه به شکمش میگه: چقدر من کار کنم تو بخوری؟
شکمش جواب میده میخوای من کار کنم تو بخوری.


غضنفر تو جاده داشته رانندگی میکرده، یهو میبینه یه کامیون داره از روبروش میاد، میزنه رو ترمز میبینه ترمزش نمیگیره. رفیقشو صدا میکنه میگه: اصغر اصغر پاشو تصادفو ببین.
oh go on

دوست داشتن رو باید از برگ درخت آموخت وقتی زرد می شه، وقتی می میره ؛ وقتی از درخت جدا می شه ؛ بازم پای همون درخت می افته

نگاهم یاد باران کرده امشب ،مرا سر در گریبان کرده امشب ،غم و فریاد من از این وان نیست،دلم یاد رفیقان کرده امشب.

من از زندگانی آموختم چگونه اشک ریختن را ولی اشکهایم نیاموخت چگونه زندگی کردن را

همیشه نبودنت کنارم ،مرا می آزارد و من عجیب بهانه گیر می شوم . ...... تو اما........لبخند مهربانت ، ماندگار پیوست می شود بر سکوت
rose

یه روز غضنفر میره بانک تا چکش رو نقد کنه. بانکیه بهش میگه چک سیباس؟ غضنفر جواب میده نه! مال گردوهای پارساله.

غضنفر مغازه ســـوتین فروشی زد بعد از مدت کمی مغازش رو تعطیل کردند
روی شیشه مغازش زده بود : " با نصب رایگان!!!!
hee hee

یه گنجشکه با موتور تصادف میکنه از هوش میره ،وقتی به هوش میاد میبینه تو قفسه ،تو سرش میکوبه میگه وای ی ی بیچاره شدم ، موتوریه رو کشتم حالا به جرم قتل محاکمه می شم!

غضنفر دوست دخترشو میبره تو یه کوچه خلوت و بهش میگه بیا کار بد بکنیم.دختره هم که دل تو دلش نبوده با ناز میگه:مثلا چیکار؟غضنفر میگه بیا زنگ بزنیم و فرار کنیم

می دونی فرق بیل آهنی با چوبی چیه ؟
.
.
.
.
.
نمی دونی ؟
.
.
.
.
.
.
عیبی نداره از یه افغانی دیگه می پرسم

معلم: به شخصی که با وجود عدم علاقه حاضرین، به حرف زدنش ادامه میده چی میگن؟
شاگرد: بهش میگن معلم

غضنفر میره ساندویچی میگه: یه نون اضافه با یه نون اضافه بدین!

این دیوار های سردغرور؛هیچ گاه فرصت نداد که"زمرمه های دلتنگی ام"به سوی تو پر گیرند. کاش بیایی همراه نسیم عشق؛از پشت پنجره نیمه باز رو به قلبم

عشق تو چشمای هم نگاه کردن نیست با چشمای هم به زندگی نگاه کردنه

برای زیستن دوقلب لازم هست. قلبی که دوست بدارد . قلبی که دوستش بدارند. قلبی که هدیه کند . قلبی که بپذیرد

وقتی دل تنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره،وقتی نا امید شدیبه یاد بیار کسی رو که تنها امیدش تویی. وقتی ساکت شدی به یاد بیار کسی رو که به شنیدن صدای تومحتاجه

تو دریایی و من موجی اسیرم...که می خواهم در آغوشت بمیرم... بیا دریای من آغوش بر کش...نمی خواهم جدا از تو بمیرم
rose

هیچ کس ویرانیم را حس نکرد .وسعت تنهائیم را حس نکرد .در میان خنده های تلخ من .گریه پنهانیم را حس نکرد .در هجوم لحظه های بی کسی درد بی کس ماندنم را حس نکرد .آن که با آغاز من مانوس بود . لحظه پایانیم را حس نکرد

بعضی عشق ها آتشین اما کم عمق و سطحی هستند گردبادی بر پای می کنند و زود هم سرد می شوند اما بعضی عشق ها عمیق است و ملایم چون یک نخ باریک شروع می شود و در طول زمان استمرار می یابد

اگه تو دنیا هیچی هیچی نداشته باشی مطمئن باش سه چیز همیشه مال تو هست:خدای مهربون، فکرای قشنگ وقلب کوچیک من
praying
 

 



گله می‌کرد ز مجنون لیلی - که شده رابطه‌مان ایمیلی
حیف از آن رابطه‌ی انسانی - که چنین شد که خودت می‌دانی

عشق وقتی بشود دات‌کامی - حاصلش نیست به جز ناکامی
نازنین خورده مگر گرگ تو را - برده یا دات‌نت و دات‌ارگ تو را

بهرت ای‌میل زدم پیشترک - جای سابجکت نوشتم: به درک
به درک گر دل من غمگین است - به درک گر غم سنگین است

به درک رابطه گر خورده ترک - قطع آن هم به جهنم به درک
آنقدر دلخورم از این ایمیلم - که به این رابطه هم بی‌میلم

مرگ لیلی نت و مت را ول کن - همه را جای OK کنسل کن
OFF کن کامپیوتر را جانم - یار من باشد و ببین من ON ام

اگرت حرفی و پیغامی هست - روی کاغذ بنویس با دست
نامه یک حالت دیگر دارد - خط تو لطف مکرر دارد

خسته از Font و ز Format شده‌ام - دلخور از گردالی @ (ات) شده‌ام

کرد ریپلای به لیلی مجنون - که دلم هست از این سابجکت خون
باشه فردا تلفن خواهم کرد - هر چه گفتی که بکن خواهم کرد

زودتر پیش تو خواهم آمد - هی مرتب به تو سر خواهم زد
راست گفتی تو عزیزم لیلی - دیگر از من نرسد ایمیلی

نامه‌ای پست نمودم بهرت - به امیدی که سرآید قهرت...

 

کلمات کلیدی:
 
مفسده مدیریتی !!!..............؟
ساعت ٩:۳۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٢/۱٩  

مدارک "سیاسی - مراوده‏ای"،

نمونه بارز فساد مدیریتی دانشگاه آزاد

متاسفانه دانشگاه آزاد دقیقاً زمانی که ناگزیر شد پای ادعاهای خود را در مناظرات قلمی امضا کند، ترجیح داد به طور کلی به این مباحث پایان دهد و منطقی‌ترین مسیر افزایش آگاهی جامعه از حقایق را مسدود سازد. اتخاذ این رویه، طبعاً برای اهل‌نظر نکته‌ها دارد که بی‌نیاز از تشریح آنیم.
بدون شک ملت ایران تاریخ را صرفاً برای اطلاع از تاریخ و درجا زدن در آن و محکوم کردن لغزش‌ها و خطا‌های گذشتگان، نمی‌خواند؛ زیرا اگر مردم تجربیات گرانسنگ تاریخی را راهنمای عمل امروز خود نسازند، زیانکار خواهند بود. حذف شدن نظارت مردم (اعم از غیررسمی و رسمی از طریق مجلس) بر امور جاری کشور در گذشته، خفت و تحقیر این ملت را برای دهه‌هایی رقم زد. با توجه به تلخی‌های از یاد نرفتنی آن دوران، امروز به محض بروز «مفسده مدیریتی» که بتواند جایگاه مهم نظارت را در کشور بی‌اثر سازد، همه دلسوزان کشور نگران سرنوشت جامعه می‌شوند؛ زیرا مفسده، برخلاف درستی و سلامت، به سرعت و سهولت قابل گسترش است.
آن‌چه مدیریت دانشگاه آزاد را قادر ساخت در برابر نظارت مجلس ایستادگی کند اتکا به یک مفسده مدیریتی بود. برخلاف ادعای آقای جاسبی مبنی بر این‌که عملکرد کارشناسان هیئت تحقیق و تفحص موجب توقف نظارت مجلس شده است، واقعیت‌های انکارناپذیر حکایت از آن دارند که مدیریت این دانشگاه از همان ابتدای طرح موضوع تحقیق و تفحص از آموزش عالی در مجلس، بنا را بر تن ندادن به نظارت عالی‌ترین جایگاه نظارتی رسمی در کشور گذاشته بود. هرچند ضد و نقیص‌گویی‌ها در این زمینه به حد کفایت مسائل را روشن ساخته است، اما از آن‌جا که می‌بایست به تحلیل این مقوله تأسف‌بار بپردازیم، ناگزیر از مرور نحوه عملکرد و مواجهه دانشگاه آزاد با مجلس در چند مرحله خواهیم بود.
مرحله اول- بعد از تصویب طرح تحقیق و تفحص در مجلس، در نامه مورخه 84.2.28 رئیس دانشگاه آزاد به خانه ملت، این مؤسسه آموزشی، «خصوصی» اعلام و از شمول تحقیق و تفحص خارج عنوان می‌شود: «این دانشگاه یک مؤسسه غیردولتی است و اگر تحقیق و تفحص شامل این مؤسسه شود شامل سایر مؤسسات بخش خصوصی نیز خواهد شد که بعید به نظر می‌رسد با قانون اساسی هماهنگی داشته باشد.»
مرحله دوم- آقای جاسبی در تاریخ 84.8.23 طی نامه‌ای به مجلس ضمن تأکید بر مخالفتش با تحقیق و تفحص از دانشگاه آزاد در مورد خصوصی بودن آن کمی عدول می‌کند و بیان می‌دارد که حاضر است خارج از چارچوب تحقیق و تفحص، اطلاعات مورد نیاز هیئت را تامین کند.
مرحله سوم- رئیس دانشگاه آزاد بعد از جلسات متعدد با نمایندگان مجلس شورای اسلامی ناگزیر می‌شود تحقیق و تفحص از این دانشگاه را به رسمیت بشناسد! اما در مسیر اجرای آن کارشکنی‌های متعددی می‌نماید تا هیئت از ادامه کار و انجام وظیفه خود خسته و ناامید شود.
مرحله چهارم- به دنبال پایداری هیئت تحقیق و تفحص در برابر سنگ‌اندازی‌ها، مدیریت دانشگاه به زعم خود با پرونده‌سازی برای یکی از کارشناسان هیئت تحت عنوان «رسوایی شنود» (یعنی همان همراه داشتن ضبط صوت) درصدد زهرچشم گرفتن برمی‌آید (امری که در این دانشگاه بسیار رایج است و در ادامه به آن خواهیم پرداخت). باید اذعان داشت شمه‌ای از ابعاد تبعات مفسده مدیریتی، در محکوم شدن سریع این کارشناس به حبس تعزیری و محرومیت از مشاغل دولتی به نمایش درآمد.
مرحله پنجم- به دنبال خنثی شدن این ترفند آقای جاسبی و تبرئه کارشناس هتک حرمت شده، ریاست دانشگاه آزاد همه راه‌ها را برای ادامه تحقیق و تفحص می‌بندد و ادامه کار را برای کارشناسان آن، عملاً ناممکن می‌سازد که منجر به شکایت هیئت از این دانشگاه می‌شود.

در این زمینه باید چند نکته را روشن ساخت:
1- چه عواملی موجب شده آقای جاسبی احساس کند این مؤسسه که با اموال عمومی شکل گرفت و با هدایای سازمان‌های دولتی و مردم تقویت شد، خصوصی است؟ آیا جز این است که طی نزدیک به سه دهه، تریلیاردها سرمایه ملت بدون هیچ‌گونه نظارتی در اختیار ایشان بوده است؟ بدون تردید ریاست دانشگاه آزاد فراموش نکرده است که تمام ساختمان‌های اولیه این دانشگاه از بنیاد مستضعفان اخذ شده و نیز امیدواریم از این واقعیت غفلت نشود که در طول نزدیک به سه دهه گذشته، مردم یا مقامات محلی در استان‌های مختلف زمین‌های وسیعی را به این دلیل در اختیار این دانشگاه قرار دادند که تعلق به افرادی خاص!! نداشت و جزء اموال عمومی به حساب می‌آمد، والا اگر دانشگاه آزاد متعلق به آقای جاسبی بود آیا مردم زمین‌های خود را به آن می‌بخشیدند؟ متأسفانه باید گفت فقدان نظارت در سال‌های گذشته موجب شده که احساس شخصی بودن اموال در ایشان ایجاد شود. 
امید است به کمک خانواده بزرگ دانشگاه آزاد هر روز ابعاد بیشتری از تبعات خصوصی تصور شدن اموال دانشگاه آزاد روشن شود. به طور قطع سرمایه تریلیاردی این دانشگاه چه در قالب شرکت «پوینت» در دوردست‌ها به کار گرفته شده باشد یا...، با نظارت واقعی مردم وضعیتی روشن خواهد یافت و این تصور به پایان خواهد رسید که اموال عمومی، خصوصی است!
2- تهدید و ارعاب، یکی از شیوه‌های رایج در نوع ریاست دانشگاه آزاد است. متأسفانه باید اذعان داشت به کمک مفسده مدیریتی ایجاد شده حتی این شیوه در مورد کارشناسان تحقیق و تفحص مجلس شورای اسلامی نیز به کار گرفته شد. در مواردی نیروهای عالی‌رتبه این دانشگاه که به عملکرد خصوصی پندارانه آقای جاسبی انتقاد جدی داشته‌اند با همین حربه به سکوت واداشته شده‌اند، اما آیا ریاست دانشگاه آزاد قادر به ادامه بهره‌گیری از این شیوه خواهد بود؟ قطعاً خیر. سؤالات زیادی در مورد توفیقاتی از این دست! مطرح است. برای نمونه گفته می‌شود اگر پرونده تیره و تاری که آقای جاسبی برای یکی از مدیران منتقد برجسته دانشگاه رقم زد صحت دارد، چگونه وی بلافاصله مدیریت امور قرآنی را در یک وزارتخانه بسیار مهم عهده‌دار شده است؟ از آن‌جا که این‌گونه شیوه‌ها دیگر مورد اعتنا و باور هیچ‌کس نیست، بنابراین انتقادات به عملکردهای خصوصی پندارانه دیگر با تهدیدات رایج، قابل مهار نخواهد بود.
3- بی‌تردید اولین مدعی مفسده مدیریتی اهدای مدارک تحصیلات عالی به شخصیت‌های سیاسی ذی‌نفوذ، هیئت علمی و دانشجویان ارشد و دکترای این دانشگاهند. با کاهش فضای ارعاب در دانشگاه آزاد، این قشر که بیشترین ظلم از این طریق به آنان روا داشته می‌شود، فهرست شبکه مفسده مدیریتی را دیر یا زود برخلاف میل ریاست دانشگاه منتشر خواهند ساخت، زیرا مفسده مدیریتی مورد اشاره، اعتبار مدارک کسانی را تنزل داده که با هزینه‌های زیاد و مشقات فراوان به کسب علم پرداخته‌اند و اکنون در دانشگاه آزاد در کنار افرادی به عنوان استاد ارزیابی می‌شوند که حتی یک جلسه در کلاس کسب علم حاضر نشده‌اند و صرفاً به دلیل پیوستن به حلقه مفسده مدیریتی به مقام استادی نائل آمده‌اند. همچنین با مشخص شدن اسامی کسانی که مورد الطاف ویژه آقای جاسبی قرار گرفته‌اند، دیگر ریاست دانشگاه قادر نخواهد بود از نفوذ وزرا، نمایندگان مجلس، مقامات عالی‌رتبه قوه قضائیه و ... بهره گیرد؛ زیرا عقبه حمایت‌ها از مدیریتی که با جسارت قانون را برنمی‌تابد و نظارت مجلس را به عنوان بالاترین نظارت مردمی به سخره می‌گیرد، روشن خواهد شد.
4- «دکترای مراوده‌ای» ریاست دانشگاه آزاد علاوه بر تبعات فراوان مفسده مدیریتی آن، چه بسا تاکنون بیشترین ضربه را به تدریس واحدهایی همچون ریشه‌های انقلاب اسلامی زده است. آن دسته از مسئولان سیاسی و قضایی عالیرتبه و نمایندگان مجلسی که جور مکتب نکشیده، مفتخر به دریافت دکترای مراوده‌ای ‌شده‌اند، غالباً به تدریس یکی از دروس بدون متولی! تبیینی در ارتباط با مسائل فکری و اندیشه‌ای در دانشگاه‌ها می‌پردازند که از آن جمله واحد درسی «ریشه‌های انقلاب اسلامی» است. می‌توان حدس زد که این مقامات عالیرتبه که با موقعیت‌سنجی آقای جاسبی جذب مناسبات پنهان شده‌اند چه بر سر تبیین مسائل اساسی فکری و اندیشه‌ای دانشجویان می‌آورند. در حالی که این واحدها باید پرجاذبه‌ترین دروس در دانشگاه‌های کشور باشد، به همت ریاست محترم دانشگاه آزاد، به پردافعه‌دارترین مباحث در آموزش عالی کشور تبدیل شده است. زمانی که یک بازاری محترم در یک حزب سیاسی پرقدرت! افتخار اخذ دکترای مراوده‌ای را پیدا می‌کند و مدعی تدریس واحد ریشه‌های انقلاب اسلامی در دانشگاه می‌گردد باید حدیث مفصل خواند از معضلی که بر سر آموزش عالی به‌ویژه در عرصه مسائل فکری نسل جوان آمده است.
5- حال که با استعانت از برخی روابط پنهان، مدیریت دانشگاه آزاد نظارت مجلس را بر نتابیده است، این سؤال به طور جدی برای ملت ایران به عنوان صاحبان این دانشگاه مطرح می‌شود که طی این سال‌ها کدام ساختار نظارتی، چرخش مالی عظیم این مجموعه را کنترل کرده است؟ به‌ویژه این‌که؛ الف: هیئت امنای آن نزدیک به دو دهه حتی برای حضور در دانشگاه و برگزاری جلسه‌ای ماهانه دعوت نشده‌اند، ب: آقای جاسبی هرگز مراحل قانونی رسمیت یافتن مدیریتش را براساس اساسنامه دانشگاه طی نکرده است تا به ساختار رسمی آموزش عالی در کشور پاسخگو باشد، ج: خویشاوند‌گرایی در عرصه مدیریتی دانشگاه بسیار پررنگ و درهم تنیده است که این امر به ویژه در پروژه‌های با چرخش‌ مالی بالا بر ابهامات می‌افزاید و ...
در پایان لازم به ذکر است اگر در طول نزدیک به سه دهه مدیریتی که صرفاً براساس روابط، شکل گرفته و استمرار پیدا کرده، به راستی نظارتی بر امور مختلف دانشگاه وجود داشته است، مناسب خواهد بود تا مکانیزم آن روش شود. از جمله این که اگر سازمان حسابرسی مستقلی، سالانه چرخش مالی این دانشگاه را بررسی می‌کرده، به چه مرجع بالاتر از ریاست آن گزارش می‌داده است، و به‌ویژه در دوران طولانی فقدان هیئت امنا، آیا اصولاً امکان کمترین نظارتی وجود داشته است؟


کلمات کلیدی: